محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
175
تفسير قرآن صفى على شاه
مرد را قسمت دو شد زن را يكى * اين يقين است ار نباشى در شكى مينمايد حق بيان اندر كتاب * بر شما حكم مواريث از صواب گم نگردد تا ره اين روشن رهست * بر شما هم حق ز هر چيز آگهست اول اين سوره گفت او بهر حد * حكم ارث والد وارث ولد ارث ازواج و دگر زوجات را * باز ارث اخوت و اخوات را كه بوند از جانب مادر همه * واندر اين آيت بخير خاتمه حكم اخواتست و اخوان كاقربند * وان برادر خواهر از امّ وز ابند يا برادر خواهرى بىاشتلم * كز پدر باشند تنهايى ز امّ نيست در ارث ار برادر خواهرش * كز پدر باشند و هم از مادرش ور نه تا باشد كسى كو اقربست * كى برد ارث ابعد آن كز مطلب است زين سبب حق گفت هست اولى بفر * بعضى از ارحام از بعض دگر در كتاب فقه شرحش موبمو * ثبت و ضبط است ار كه خواهى رو بجو باراللها چون تويى دانا بخير * كن ز فضلت عاقبت ما را بخير عمر و توفيق از تو خواهم در كلام * تا كنم تفسير قرآن را تمام چون تو آگاهى تمام از كار من * و از ضمير و نيت و گفتار من گر دهى توفيق و عمرم در طلب * بهر نظم مثنوى نبود عجب عمر و توفيق و مجال و علم و هوش * كن عطا وين بحر را آور به جوش بر رضايت تا بدون بدعتى * يابم اندر نظم قرآن فرصتى سورة المائدة [ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 1 تا 2 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ إِلاَّ ما يُتْلى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ ( 1 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لا الْهَدْيَ وَ لا الْقَلائِدَ وَ لا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 2 ) بنام خداوند بخشندهء مهربان اى آن كسانى كه گرويديد وفا كنيد بعهدها حلال شد مر شما را بسته زبانهاى چهارپايان مگر آنچه خوانده مىشود بر شما جز حلال دارندگان شكار و شما احرام بسته باشيد بدرستى كه خدا حكم مىكند آنچه خواهد ( 1 ) اى آن كسانى كه گرويديد حلال نداريد نشانهاى خدا را و نه ماه حرام را و نه قربانى را و نه شتران با گردنبند را و نه قصد كنندگان خانه كعبه ميجويند افزونى از پروردگارشان و خشنودى و چون محل شديد پس شكار كنيد و ندارد شما را دشمنى گروهى كه بازداشتند شما را از مسجد الحرام كه از خدا گذريد و معاونت يكديگر كنيد بر نيكى و پرهيزكارى و معاونت همدگر مكنيد بر بزه و از حد در گذشتن و بترسيد از خدا بدرستى كه خدا سخت عقوبت است ( 2 ) از پى تأكيد عهد طاعتش * ابتدا كرد او بنام رحمتش بعدبسم اللَّه الرحمن الرحيم * مؤمنانرا خوانده بر عهد قديم گفت اوفوا بالعقود اعنى عهود * شرط ايمان پاس عهد است و عقود عقد بيع و عقد شركت يا نكاح * يا عقود ديگر از راه صلاح بر شما گشته حلال از هر نشان * چارپايانى كه نبودشان زيان غير از آنچه خوانده گردد بر شما * حرمت آن در كتاب رهنما غير از آن كآييد بر صيدى محل * گاه احرام از جهات محتمل يعنى اندر حال احرام از مقام * بر شما صيد وحوش آمد حرام حاصل آنكه بر شما باشد حلال * هر بهيمهء زندهاى بىقيل و قال غير از آنچه گشته مستثنى بشرع * كآن بود بيشك حرام از اصل و فرع ور شما باشيد محرم بىكلام * بر شما صيد وحوش آمد حرام مينمايد حكم حق بر ما يريد * يعنى از روى مشيت بر عبيد اى گروه مؤمنان نبود حلال * مر مناسك را شكستن در جدال حطم ابن هند ز اشرار عرب * بود و آمد در مدينه بىادب از دواب و از غنايم در اياب * كرد غارت هر چه ديد از شيخ و شاب از مدينه چون شدند اسلاميان * سوى مكه بهر عمره بعد از آن اشتران خويش را ديدند كو * بر كرايت داده اندر جستجو خواستند او را بگيرند و كشند * آمد اين آيت كه اين نبود پسند در حرم اين فعل قبح است و گناه * داشت بايد حرمت حج را نگاه بس بزرگست اين شعائر بر انام * قتل نبود سهل در شهر حرام هم نه آن چيزى كه اهدى كردهاند * سوى كعبه همچو گاو و گوسفند يعنى ان لا تستحلّوا من هدى * و القلائد لا تحلّوا بالادى يعنى از آنها كه قربانى كنند * بردن قلادهشان نبود پسند يا قلاده است آن علامتهاى حج * كه به گردن مينهادند از نهج وان بد از چوب درختى كه به حلق * حاج بستندى بدفع شر خلق وقت رفتن سوى حج بود اين نشان * بد علامت در اياب از مويشان تا بدانند او ز حج آيد كنون * وز تعرضها بود جانش مصون هم گذاريد ايمن از رنج و ستم * قاصدان اين حريم محترم زانكه از پروردگار اين قاصدان * زين حرم جويند افزونى عيان مؤمنان خواهند زان اجر و ثواب * كافران نفع از تجارت و اكتساب